![]() |
![]() |
|
| نماد عشق و صلحه نماد بی ریایی واسه وطن می میره جوون آریایی |
|
آن زمان بر بلندای خیال خویش ایستاده ای وبودن را نفس می کشی، آری همان وقت که که اسطوره ذهنت آرام به سوی تباهی می رود، همان جا که تو سطر آغاز افسانه ها می شوی، همان جا که در ادراک خاطراتی تلخ معلق می ممانی، یک نفر شاید یه عاشق به انتظار توست. شاید هنوز هم دلی برای نگاهت می تپد . پس چرا همچنان در هجوم خاطرات تلخ محصور مانده ای؟!
|
|
+ نوشته شده در
شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:52 توسط میلاد |
|
|
گام اول تماس با من گذشته |
| درباره وبلاگ |
در دور دست
قويي پريده بي گاه از خواب شويد غبار نيل ز بال و پر سپيد لب هاي جويبار لبريز موج زمزمه در بستر سپيد در هم دويده سايه و روشن لغزان ميان خرمن دوده شبتاب مي فروزد در آذر سپيد همپاي رقص نازك ني زار مرداب مي گشايد چشم تر سپيد خطي ز نور روي سياهي است گويي بر آبنوس درخشد زر سپيد ديوار سايه ها شده ويران دست نگاه در افق دور كاخي بلند ساخته با مرمر سپيد |
|
RSS
|