![]() |
![]() |
|
| نماد عشق و صلحه نماد بی ریایی واسه وطن می میره جوون آریایی |
|
به پشت کوه هم که پناه ببریم، آثار به جا مانده از روزگارغارنشینی ات در اشکالی ساده و بی زبان، در سکوت غافلگیر کنند باز، از ابتدائی ترین زمان بودن تو سخن می گویند.شاید آنجا، بتوان ریشه های مشترکمان را پیدا و باور کرد که، همه از یک خانواده ایم. اما... به کجا می توان خود را تبعید کرد؟ وقتی تو، مالک بر وجود ی؟و ما را درخود و با خود رها نمی کنی! حتی امشب... حیران، درمحفل فریادهای سر به فلک کشیده، خاکستر جان سوخته و آتش سینه سوز نشسته ام و تو آرام در کنار هلهله ها همچون کودکی مظلوم نظاره گر ازخود بی خودشدن من هستی ! |
|
+ نوشته شده در
سی ام مرداد 1387ساعت 19:2 توسط میلاد |
|
|
بیا که جهان در انتظار توست ... بر همگان مبارک للّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ فِي هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيَّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِيها طَويلاً. شعبان شد و پیک عشق از راه آمد عطر نفس بقیة الله امد با جلوه سجاد و ابو الفضل و حسین یک ماه . سه خورشید در ماه امد. اعیاد شعبانیه مبارکباد.
ای زندگی...
تنها باکلمات ساده و بی آلایش می توان از تو گفت و نوشت، تو به اندازه کافی برای ذهن خوش باور من پیحیده ومبهم هستی. مانند یک کلاف سر در گمی که، آغاز وپایانی هم دارد. نمی توان به سادگی فهمید از کدام حشمه آب می نوشی !؟ و با حند طواف به دور گره هایت آنها را می توان گشود و پرده از رازهایت برداشت. این را میدانم که... از تو نمی شود فرار کرد، ادامه دارد... |
|
+ نوشته شده در
نوزدهم مرداد 1387ساعت 19:23 توسط میلاد |
|
|
اعیاد شعبانیه مبارکباد. زندگی یک ساز است ٬ اما فقط عدهی کمی از عهدهی نواختن آن برمیآیند. به ندرت کسی را پیدا میکنی که از زندگی خود ٬ موسیقی بیافریند. فراموش نکن که فقط سمفونی زندگی توست که تو را به خدا نزدیک میکند. انسان میتواند ساز زندگیش را گوشهای بگذارد تا خاک بخورد ؛ بیتوجه به این که این ساز نغمههایی بیشمار در سینه دارد. این نغمهها پرندهاند. پرندهها در قفسی که در تاریکی گذاشته شده است ٬ میمیرند. پس ؛ برخیز و پرندهها را در آسمان صاف و آفتابی زندگیت رها کن. برخیز و ساز زندگیت را کوک کن. برخیز و نغمه خوان شو. برخیز و زندگی کن. مسیحا برزگر |
|
+ نوشته شده در
چهاردهم مرداد 1387ساعت 17:34 توسط میلاد |
|
|
/درود خدا بر محمد مصطفی (ص) وخاندان پاک او/ «اِقرَأ باِسم رَبِّک اَلُّذِی خَلََقَ» عيد رسالت و جشن برگزيدگی و برانگيختگی پيامبر بزرگ اسلام، حضرت محمد مصطفی (ص) بر جهان و جهانيان مبارک باد.
عید مبعث به همه دوستان خوب وبلاگم مبارک فخر دو جهان خواجه فرخ رخ اسعد مولاي زمان مهتر صاحب دل امجد آن سيد مسعود خداوند مويد پيغمبر محمود ابوالقاسم احمد وصفش نتوان گفت به هفتاد مجلد اين بس كه خدا گويد ما كان محمد
از پایین برای نظر استفاده کنید مرسی از شما |
|
+ نوشته شده در
هشتم مرداد 1387ساعت 19:2 توسط میلاد |
|
|
دلم گرفت ز بی صدایی دل دلم گرفت ازاین سکوت دلم گرفت ازاین همه بود و نبود دلم گرفته برام دعا کنید دنبال کودکی که در آن سوی برف بود رفتم ولی به او نرسیدم دلم گرفت نقاشی ام تمام شد و زنگ خانه خورد من هیچ خانه ای نکشیدم دلم گرفت شاعر در کنار جو گذر عمر دید و من خود را شبی در آینه دیدم دلم گرفت روحش شاد و یادش گرامی باد. |
|
+ نوشته شده در
یکم مرداد 1387ساعت 19:21 توسط میلاد |
|
|
گام اول تماس با من گذشته |
| درباره وبلاگ |
در دور دست
قويي پريده بي گاه از خواب شويد غبار نيل ز بال و پر سپيد لب هاي جويبار لبريز موج زمزمه در بستر سپيد در هم دويده سايه و روشن لغزان ميان خرمن دوده شبتاب مي فروزد در آذر سپيد همپاي رقص نازك ني زار مرداب مي گشايد چشم تر سپيد خطي ز نور روي سياهي است گويي بر آبنوس درخشد زر سپيد ديوار سايه ها شده ويران دست نگاه در افق دور كاخي بلند ساخته با مرمر سپيد |
|
RSS
|