![]() |
![]() |
|
| نماد عشق و صلحه نماد بی ریایی واسه وطن می میره جوون آریایی |
|
شب یلدا...
اي قوم به حج رفته كجاييد كجاييد معشوق همين جاست بياييد، بياييد معشوق تو همسايه ديوار به ديوار ... |
|
+ نوشته شده در
سی ام آذر 1386ساعت 11:45 توسط میلاد |
|
|
شايد چشم باز کنی و چيزی ببينی که اصلا با اون تصورت خيلی فرق داره.
شايد احساس نا اميدی کنی. احساس پوچی. هميشه هست و هميشه مراقبته ولی وقتی نگاهش می کنی که چطور در زمينی سخت و در ميان گياهان خشک و مرده چگونه اينگونه پر نشاط به بالا نگاه می کنه . حتما اميدت را باز خواهی يافت. هيچگاه اميدت را از دست نده ، زيرا که او هميشه هست. |
|
+ نوشته شده در
بیست و سوم آذر 1386ساعت 12:12 توسط میلاد |
|
|
بهترین روز برای کودکان روز جهانی کودک وتلویزیونه چون تمام روز رو کارتون نشون میده وخیلی براشون جذابه من هم هنوز که هنوزه بخاطر اینکه کودکی رو فراموش نکنم پای برنامه های تلویزون میشنم وکارتون نگاه میکنم . نمی دونم شما هم مثل من هستید یا نه. نکنه با برنامه های کودک خداحافظی کردید. |
|
+ نوشته شده در
شانزدهم آذر 1386ساعت 11:46 توسط میلاد |
|
|
پیچکی از واژگان در کوچه باغ ذهنم راه می رفت.
من وتو،آن شب خلوت محبوبه ای سرشار بودیم. و منم همه ی دلدادگی را در تو می دیدم. آن تمنای سکوت تو که در دل خانه می کشد. بینی ای مهربان مهربانان.که من،ز سر شوق از خاطره، راه عبوری می ساختم . پس تو هم رو کن به شب، در تنهایی وخلوت ببین رویا هایمان زیباست. و دراین حین بساط نومیدی بر چین که منم سایه آمدنت را می بینم .
عطیه قربا نی |
|
+ نوشته شده در
دوم آذر 1386ساعت 20:34 توسط میلاد |
|
|
گام اول تماس با من گذشته |
| درباره وبلاگ |
در دور دست
قويي پريده بي گاه از خواب شويد غبار نيل ز بال و پر سپيد لب هاي جويبار لبريز موج زمزمه در بستر سپيد در هم دويده سايه و روشن لغزان ميان خرمن دوده شبتاب مي فروزد در آذر سپيد همپاي رقص نازك ني زار مرداب مي گشايد چشم تر سپيد خطي ز نور روي سياهي است گويي بر آبنوس درخشد زر سپيد ديوار سايه ها شده ويران دست نگاه در افق دور كاخي بلند ساخته با مرمر سپيد |
|
RSS
|