![]() |
![]() |
|
| نماد عشق و صلحه نماد بی ریایی واسه وطن می میره جوون آریایی |
|
می نویسم یه نامه نامه ی عاشقونه
سلام به گل شقایق که همیشه عاشقه از حالم نپرس که دلتنگ این زمونه ست می دونی نامه نوشتن همه عشقست بهونه ست نامه برای عاشق مثل نجوای عاشقونست نامه احساس منه هدیه ی بی بهونست تو آسمونه بی ستاره نامه مثل ستاره ست تو آسمون آبی عشق نامه مثل رنگین کمون نمی دونم چرا هر وفت که می خوام بنویسم نمی تونم اونی باشم که من رو ارضا می کنه .مسیر نوشتنم یه جوری عوض میشه حالا که می خوام بنویسم نمی دونم از کجا شروع کنم . می دونی نیاز دلامون پر کشید. نه به اوج آسمون ،که تا غروب سرخ هرچی نگاه غمگینه دلم می خواد تو عاشقی دوست داشتن از تو یه پله بالا تر باشم . تا بتونم ثابت کنم که بعد از خدا تو رو دوست دارم دارم . دوست دارم که هر روز نگاه م با نگاه تو آغاز بشه. ومنتظر دیدار تو بشه. وقتی که نمی بینمت دلم تو سینه حبس میشه و طاقتم تموم میشه. هجوم اشک تو چشمام امون نمی ده مثل ابر بهار میشه . می دونی دوست دارم که قاصدک نگاه تو رو که دوست دارم رو روی طلوع بر غروب زندگی سوار کنه . ببین دنیای سبز دوستی یه دنیای که خزون نداره و اگه باغبون دلامون دریچه ها رو رو تردید ببنده .ما برای با هم بودن به چند خط نوشتن یه شاخه گل سرخ یه عکس یادگاری و خیلی چیزهای دیگه نیاز نداریم .برای اینکه من تو یادهم باشیم تنها یه خاطره هم می تونه خاطره ساز دوستی ابدیمون باشه. خاطره های کوچیکی که از همه ی با هم بودن هامون این که چقدر نسبت به هم صادق بی ریا باشیم.
|
|
+ نوشته شده در
بیست و ششم مهر 1386ساعت 18:56 توسط میلاد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
بیست و یکم مهر 1386ساعت 18:25 توسط میلاد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شانزدهم مهر 1386ساعت 18:33 توسط میلاد |
|
|
یا علی (ع) یا علی(ع)
شهادت حضرت علی (ع) وشب قدر روتسلیت میکم. شب قدر است و قیامت گناه سوزی! امشب از هزاران ماه برتر است و از هزاران خورشيد.
شب قدر، گسترده ترين سفره بخشايش و پر نعمت ترين خوان رحمت خداست.
یا علی (ع) یا علی (ع) |
|
+ نوشته شده در
هشتم مهر 1386ساعت 18:11 توسط میلاد |
|
|
گام اول تماس با من گذشته |
| درباره وبلاگ |
در دور دست
قويي پريده بي گاه از خواب شويد غبار نيل ز بال و پر سپيد لب هاي جويبار لبريز موج زمزمه در بستر سپيد در هم دويده سايه و روشن لغزان ميان خرمن دوده شبتاب مي فروزد در آذر سپيد همپاي رقص نازك ني زار مرداب مي گشايد چشم تر سپيد خطي ز نور روي سياهي است گويي بر آبنوس درخشد زر سپيد ديوار سايه ها شده ويران دست نگاه در افق دور كاخي بلند ساخته با مرمر سپيد |
|
RSS
|