![]() |
![]() |
|
| نماد عشق و صلحه نماد بی ریایی واسه وطن می میره جوون آریایی |
تا سحر ای شمع بر بالین من امشب از بهر خدا بیدار باش
سایه غم ناگهان بر دل نشست رحم کن امشب مرا غمخوار باش کام امیدم به خون آغشته شد تیرهای غم چنان بر دل نشست کاندرین دریای مست زندگی کشتی امید من بر گل نشست آه ! ای یاران بفریادم رسید ورنه مرگ امشب بفریادم رسد ترسم آن شیرین تر از جانم ز راه چون بدام مرگ افتادم رسد گریه و فریاد بس کن شمع من بر دل ریشم نمک دیگر مپاش قصه ی بیتابی دل پیش من بیش از این دیگر مگو خاموش باش جز توام ای مونس شبهای تار در جهان دیگر مرا یاری نماند زآنهمه یاران بجز دیدار مرگ با کسی امید دیداری نماند همدم من ٬مونس من٬ شمع من جز توام در این جهان غمخوار کو؟ واندرین صحرای وحشت زای مرگ وای بر من٬ وای برمن٬ یار کو؟ واندرین زندان من امشب٬ شمع من دست خواهم شستن از این زندگی تا که فردا همچو شیران بشکنند مِلتم زنجیرهای بندگی |
|
+ نوشته شده در
بیست و سوم خرداد 1386ساعت 18:27 توسط میلاد |
|
|
درررود بعد از چند روز با انرژی اومدم تا با شما دوستان خوبم باشم... |
|
+ نوشته شده در
هفدهم خرداد 1386ساعت 21:2 توسط میلاد |
|
|
می خوام تشکر کنم
چند تا سوال دوست دارم همه پاسخ بدید اکه دوست دارید.خودم هم پاسخ میدم....وقتی دله آدم ها پر از غصه میشه باید چکار کرد.چه چور میتونیم خودمون رو خالی از غصه کنیم؟ تا حالا شده برای یک بار هم به ارزوهامون فکر نکنیم ؟خلوت گاهی برای خودمون داریم .؟تا چه حد می تونیم زیز بار زور و ظلم بریم ؟..حراس از اینکه یک روز باید از این دنیا خداحافظی کنیم داریم یا نه....واینکه ایامیتونیم برای مدتی دروغ نکیم اصلا چرا دروغ میکیم.....وقتی دلم پر از غصه میشه با یک کلمه کوچک باعث میشه که اشک از چشمام بیرون مییادولی سعی میکنم تا جای که امکان داره کسی اشکم رو نبینه...وقت یکبار پیش اومد ..تا حالا نشده فکر میکنم همین ارزوهاست که من رو رو پا نگه داشته واکه ارزوی نداشتم فکر کنم فرصتی برای بودن ندارم.خلوت گاه که ندارم ولی نیمه شب که همه خوابند..طوری که کسی متوجه نشه با خودم خدای خودم خلوت می کنم واینکه تازه به سوال های خودم هم جواب میدم.من خودم به راحتی زیر بار زور نمی رم وتا اون لحظه اخر حقم رو میکیرم به شرطی که منافعه کسی در خطر نباشه.نمی ترسم از اینکه بمیرم میترسم از اینکه هیچ کار مفیدی انجام نداده باشم بمیرم .دروغ که محال ممکنه چرا شده برای مدتی به خودم تلقین کردم که نکم اکه بکم یه برنامه پیش میاد که اومده حتی کوچکترینش.وچرا دروغ میکم شاید به این فکر میکنم که به نفع خواهد بود..مرسی از همه تون امید وارم جسارت نباشه.... |
|
+ نوشته شده در
دهم خرداد 1386ساعت 20:15 توسط میلاد |
|
|
نوشتن این پست هم به خاطر اینکه این ماه و روزها برای من پر از خاطرات تلخ و شیرین...دوباره به یکی از اون ها اشاره میکنم..بر می کرده به سال های گذشته..... بنام حضرت دوست واینکه نزدیک تولدشه این رو هم اضافه میکنم ....نامه که برام نوشت ....سلام من شقایق.شقایقی که رنگ بهار روندیده و مزه عشق رو نچشیده می نویسم چون نمی توانم بگویم.من نامه نوشتن بلدنیستم پس قبولکن گهگاهی اشتباه بکنممی گویم ۱۰صبح۷روز ۶۹ خرداددختری به دنیا اومد که پس از ۱۵ سال نامیده شد شقایق شقایق عاشق گل سرخ رنگ آبی رنگی به پاکی دریا شیفته ی راه رفتنزیر باران البته بدون چتر وهواشیهئای شعر است.اما شمالیترین نقطه دلش از ان کسی است اشنا لااغر برای تو..می خواهی بدونی او کیست پس جلوی آینه برو او را می بینی لبخند بزن مطمئن باش او هم به تو می خنددمهربانت نه این را از برق نگاهش خواندم..بگذار آخر آینه خجالت می کشد..شاید عاشق شود آن وقت نمی تواند با من کنار آید..راستی من دوست ندارم شما رو ور شکست کنم همین که هرروزشما رو می بینم برای من گافی است و دیگر نیازی به گل نیست.. |
|
+ نوشته شده در
ششم خرداد 1386ساعت 15:40 توسط میلاد |
|
|
آرامش ذهنی :
هر كه هستيد و هر كجا زندگي ميكنيد، آرامش را به زندگي خويش دعوت كنيد و آن را در ذهن خود جايگزين سازيد.اگر كلام و رفتار شما قرين آرامش باشد، بدون شك اين ويژگي به دنياي اطراف شما نيز سرايت خواهد كرد. بخاطر داشته باشيد براي رسيدن به اين وضعيت، لازم است برخي قابليتهاي ويژه را در خود پرورش دهيد و شرايط خاصي را در زندگي خويش ايجاد نمائيد. رعايت نكات زير مقدماتي است كه به شما كمك ميكند در اين مسير گام برداريد: ![]()
تنهایی....تغيير و تحولات در دوره دانشگاه، مجموعه متنوعي از احساسات را در دانشجويان به وجود ميآورد. علاوه بر احساس هيجان و انتظار، احساس تنهايي نيز ممكن است وجود داشته باشد. تنهايي لزوماً به معناي تنها بودن نيست، ممكن است مدتهاي طولاني تنها باشيم و به هيچ وجه احساس تنهايي نكنيم. بررسي نحوه تجربه :تنهايي در افراد ديگر، بهترين راه براي درك تنهايي است. در شرايط زير ممكن است احساس تنهايي كنيدوقتي تنهاييد و راهي براي تنها نبودن به نظرتان نميرسد...... ادامه مهمه..... ادامه یاده تون نره..... |
|
+ نوشته شده در
سوم خرداد 1386ساعت 21:6 توسط میلاد |
|
مبارك باد (فتح خرمشهر) بر فرماندهان قدرتمند كه چنين فرماندهان فداكاراي هستند كه ستاره درخشنده پيروزيهاي آنان بر تارك تاريخ تا نفخ صور نور افشاني خواهد كرد. و مبارك باد بر ملت عظيمالشان ايران اينچنين فرزندان سلحشور و جان بركفي كه نام آنان و كشورشان را جاويدان كردند. و مبارك باد بر اسلام بزرگ اين متابعاني كه در دوجبهه جنگ با دشمن باطني و دشمنان ظاهري پيروزمندانه و سرافراز امتحان خويش را دادند و براي اسلام سرافرازي آفريدند.. فقط دینم رو ادا کردم همین..... |
|
+ نوشته شده در
سوم خرداد 1386ساعت 20:25 توسط میلاد |
|
|
گام اول تماس با من گذشته |
| درباره وبلاگ |
در دور دست
قويي پريده بي گاه از خواب شويد غبار نيل ز بال و پر سپيد لب هاي جويبار لبريز موج زمزمه در بستر سپيد در هم دويده سايه و روشن لغزان ميان خرمن دوده شبتاب مي فروزد در آذر سپيد همپاي رقص نازك ني زار مرداب مي گشايد چشم تر سپيد خطي ز نور روي سياهي است گويي بر آبنوس درخشد زر سپيد ديوار سايه ها شده ويران دست نگاه در افق دور كاخي بلند ساخته با مرمر سپيد |
|
RSS
|